شمس الدين محمد بن محمود آملي

99

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

جنسى باسرها متفاضل باشند اگر اعظم وسط بود آن را غير منتظم خوانند چه انتقال باشد از نشيبى بفرازى و الا منتظم چه انتقال بود از فرازى بنشيبى بتدريج و در منتظم اگر اعظم اصغرين در وسط آن بود آن را منتظم متتالى خوانند بسبب تتالى در عظيم و اگر در طرف بود منتظم غير متتالى بسبب توسط طرفين اصغرين اعظمين . باب چهارم در بيان آلات الحان و معنى دستان و حقيقت يرده و آواز و شعبه و اقسام هر يك مشتمل بر دو فصل : فصل اول در بيان الات الحان بدانكه الات موسيقى با تعدد و كثرت آن در دو نوع منحصرند آلات مهتزه و آلات ذوات النفخ و آلات مهتزه نيز دو نوعند : ذوات اوتار مانند سازهاى مشهور از عود و چنك و نزهت و قانون و رباب و طنبور و غير ذوات اوتار مانند عنقا و اوانى مهتزه و آلات ذوات النفخ نيز دو نوع‌اند : بعضى آنكه بنفس انسانى احداث نغم كنند مثل حلق و سر ناى و ناى و غير آن و بعضى آنكه به غير آن مثل ارغنون و نزد حكيم ابو نصر فارابى اشرف اين آلات حلق است : چه ايجاد الحان اكمل كه مقرون به الفاظ انسانى بود و متضمن معانى كه غرض ايجاد و ايقاع آنست جز به حلق ميسر نشود و بعد از آن آلات ذوات النفخ خصوصا ناى . چه ايجاد نغمى كه با نغم حلق مشابهت تمام داشته باشد در اهتزاز و بقاى امتداد و در اكثر هيات نغم كه تابع انفعالات نفسانى بود جز از اين آلت ميسر نشود و بعد از آن طنبور كه اكنون بكمانچه مشهور است به همين سبب كه گفته شد و بعد از آن ذوات اوتار و آن دو نوع بود . نوعى آنكه نغمه آن از مطلقات مجرد ايجاد كنند چون چنك و نزهت و